دو شنبه 5 تير 1391برچسب:, :: 20:31 :: نويسنده : SANA TAYSA
هنگامی که در زندگی اوج میگیری ، دوستانت می فهمند تو چه کسی بودی !
گر فقیر به دنیا آمدهاید ، این اشتباه شما نیست . اما اگر فقیر بمیرید ، این اشتباه شما است چشمها موجودات صامتی هستند که فریاد را می بینند
پشت سایه هم که مخفی شوی، ![]()
دو شنبه 5 تير 1391برچسب:, :: 20:27 :: نويسنده : SANA TAYSA
محکوم به اعدام : آخرین آرزوم اینه که پسرمو ببینم.
![]()
دو شنبه 5 تير 1391برچسب:, :: 20:24 :: نويسنده : SANA TAYSA
اگه دیدی یه (......) بهت زل زده عاشقانه نگات میکنه و هیچی نمیگه ![]()
دو شنبه 5 تير 1391برچسب:, :: 20:21 :: نويسنده : SANA TAYSA
![]()
دو شنبه 5 تير 1391برچسب:, :: 20:19 :: نويسنده : SANA TAYSA
![]()
دو شنبه 5 تير 1391برچسب:, :: 20:16 :: نويسنده : SANA TAYSA
بچه چراغعلی: بوه نقاشیم خوه؟ ![]()
دو شنبه 5 تير 1391برچسب:, :: 20:15 :: نويسنده : SANA TAYSA
چراغعلی دندونش درد میکرده میره دکتر میگه:همه رو بکش بجز اونی که درد میکنه !! ![]()
جمعه 2 تير 1391برچسب:, :: 17:59 :: نويسنده : SANA TAYSA
![]()
جمعه 2 تير 1391برچسب:, :: 17:52 :: نويسنده : SANA TAYSA
سلطان و هیزم شکن
هنگام غروب، پادشاه از شکارگاه به سوی ارگ و قصر خود روانه می شد . در راه پیرمردی دید که بارسنگینی از هیزم بر پشت حمل میکند لنگ لنگان قدم بر میداشت و نفس نفس صدا میداد پادشاه به پیرمرد نزدیک شد و گفت : مردک مگر تو گاری نداری که بار به این سنگینی میبری .هر کسی را بهر کاری ساخته اند. گاری برای بار بردن و سلطان برای فرمان دادن و رعیت برای فرمان بردن . پیرمرد خند ه ای کرد و گفت : اعلی حضرت، اینگونه هم که فکر میکنی فرمان در دست تو نیست . به آن طرف جاده نگاه کن. چه میبینی؟
پادشاه: پیرمردی که بارهیزم بر گاری دارد و به سوی شهر روانه است . پیرمرد: میدانی آن مرد، اولادش از من افزون تر است و فقرش از من بیشتراست؟ پادشاه: باور ندارم، از قرائن بر می آید فقر تو بیشتر باشد زیرا آن گاری دارد و تو نداری و بر فزونی اولاد باید تحقیق کرد . پیرمرد : اعلی حضرت آن گاری مال من و آن مرد همنوع من است .او گاری نداشت و هر شب گریه ی کودکانش مرا آزار میداد چون فقرش از من بیشتر بود گاری خود را به او دادم تا بتواند خنده به کودکانش هدیه دهد . بارسنگین هیزم، باصدای خنده ی کودکان آن مرد، چون کاه بر من سبک میشود . آنچه به من فرمان میراند خنده ی کودکان است و آنچه تو فرمان میرانی گریه ی کودکان است! گاندی ![]() ![]() |