جمعه 2 تير 1391برچسب:, :: 17:47 :: نويسنده : SANA TAYSA
زاهد و درویش
زاهد و درویشی که مراحلی از سیر و سلوک را گذرانده بودند و از جایی به جای دیگر سفر می کردند، سر راه خود دختری را دیدند در کنار رودخانه ایستاده بود و تردید داشت از آن بگذرد. وقتی آن دو نزدیک رودخانه رسیدند دخترک از آن ها تقاضای کمک کرد. درویش بی درنگ دخترک رابرداشت و از رودخانه گذراند. دخترک رفت و آن دو به راه خود ادامه دادند و مسافتی طولانی را پیمودند تا به مقصد رسیدند. در همین هنگام زاهد که ساعت ها سکوت کرده بود خطاب به همراه خود گفت: «دوست عزیز! ما نباید به جنس لطیف نزدیک شویم. تماس با جنس لطیف برخلاف عقاید و مقررات مکتب ماست. در صورتی که تو دخترک را بغل کردی و از رودخانه عبور دادی.» درویش با خونسردی و با حالتی بی تفاوت جواب داد: « من دخترک را همان جا رها کردم ولی تو هنوز به آن چسبیده ای و رهایش نمی کنی.» حافظ می گوید : برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر که جزاین تحفه ندادند به ما روز الست! ![]()
جمعه 2 تير 1391برچسب:, :: 17:37 :: نويسنده : SANA TAYSA
آرزوی بزرگ
همه درصف ایستاده بودند و به نوبت آرزوهایشان را می گفتند. بعضی ها آرزوهای خیلی بزرگی داشتند. بعضی ها هم آرزوهای بسیار کوچک و پست! نوبت به او رسید. از او پرسیدند: چه آرزویی داری؟ گفت : می خواهم همیشه به دیگران یاد بدهم، بی آنکه مدعی دانستن (دانایی) باشم. پذیرفته شد! گفتند چشمانت را ببند! چشمانش را بست. وقتی چشمانش را باز کرد، دید به شکل درختی در یک جنگل بزرگ در آمده است! با خود اندیشید: حتما اشتباهی رخ داده، من که این را نخواسته بودم!
![]()
سه شنبه 30 خرداد 1391برچسب:, :: 21:37 :: نويسنده : SANA TAYSA
چه تلخ است علاقه ای که عادت شود
باران نیا......
تازگی ها از خواب که بیدار میشوم ، تازه کابوس هایم آغاز میشود …
چه زیبا نقش بازی می کنیم
مــن بـی تــو
لبهایت طعم سیگار میداد ...
و میدانستم تو سیگار نمیکشی ! درد را از هر طرف بخوانی همان درد است اما در مان را از ان طرف که بخوانی نامرد است کوچه ها را بلد شدم رنگهای چراغ راهنما جدول ضرب دیگر در راه هیچ مدرسه ای گم نمیشوم اما گاهی میان آدمها گم میشوم آدم ها را بلد نیستم... کاش انسان میدانست هر گاه دل کسی را می شکند بیشتر از همه روح خودش است که آسیب میبیند... ![]()
سه شنبه 30 خرداد 1391برچسب:, :: 21:31 :: نويسنده : SANA TAYSA
![]()
سه شنبه 30 خرداد 1391برچسب:, :: 15:39 :: نويسنده : SANA TAYSA
این معلم یک فرمول را با گچ بر روی تخته سیاه می نویسد
به نظر شما مفهوم این فرمول چیست؟ تا لود شدن کامل تصویر صبور باشید ... . . . . .. . عزیز دلم I LOVE YOU
![]()
دو شنبه 29 خرداد 1391برچسب:, :: 22:48 :: نويسنده : SANA TAYSA
زنگ بزنی آژانس بین المللی انرژی اتمی، بگی یه ماشین می خوام ![]()
دو شنبه 29 خرداد 1391برچسب:, :: 22:7 :: نويسنده : SANA TAYSA
از بعثت او جهان جوان شد ، گیتى چو بهشت جاودان شد ، این عید به اهل دین مبارک ، بر جمله مسلمین مبارک رفته خود از عرش تا به فرش سراسر سائل درمانده ناامید نگردد خواند زبان دلم ثنای محمد(ص) تویی هم مصطفی و هم محمد تو را در آسمان نامند احمد بعثت نه این سرور، سرور ولایت است … مبعث نه این چراغ، چراغ هدایت است نور عترت آمد از آیینه ام از بعثت او جهان جوان شد ، گیتى چو بهشت جاودان شد ، این عید به اهل دین مبارک ، بر جمله مسلمین مبارک. ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد ، دل رمیده ما را انیس و مونس شد . بعثت پیامبر اکرم بر پیروان حقیقیش تهنیت باد . به امر رب خود لبیک گوییم ، به همراه ملائک جمله گوییم ، سلام و رحمت حق بر محمد ، اللهم صل علی محمد . امید آنکه لیاقت رحمتی از الطاف رحمة للعالمین را داشته باشیم و این روز را به یادش گناه نکنیم تو اکنون شهر علم و اجتهادی ، تو رب النوع شمشیر و جهادی ، تو خورشیدی شدی در گوشه غار ، بر نور تو شد خورشید و مه تار ، بتاب و روشنی بخش جهان باش ، مهین پیغمبر آخر زمان باش . عید پیامبری رسول خدا مبارک . آن شب ، شب بیست و هفتم رجب بود . محمد غرق در اندیشه بود که ناگهان صدایی گیرا و گرم درغار پیچید : بخوان! بخوان به نام پروردگارت که بیافرید ، آدمی را از لخته خونی آفرید ، بخوان که پروردگار تو ارجمندترین است ، همو که با قلم آموخت ، و به آدمی آنچه را که نمی دانست بیاموخت . . . عید مبعث مبارک باد . روزگاری بود میوه اش فتنه ، خوراکش مردار ، زندگی اش آلوده ، سایه های ترس شانه های بردگان را می لرزاند . تازیانه ستم ، عاطفه را از چهره ها می سترد . تاریکی ، در اعماق تن انسان زوزه می کشید و دخترکان بی گناه ، در خاک سرد زنده به گور می شدند . و در این هنگام بود که محمد (ص) بر چکاد کوه نور ایستاد و زمین در زیر پاهای او استوار گردید . بعثت رسول اکرم مبارک باد تویی هم مصطفی و هم محمد / تو را در آسمان نامند احمد تو کانون صفا مرد یقینی / تو عین رحمه للعالمینی عید مبعث بر تمام مسلمانان مبارک باد تو اکنون شهر علم و اجتهادی / تو رب النوع شمشیر و جهادی تو خورشیدی شدی در گوشه غار / بر نور تو شد خورشید و مه تار بتاب و روشنی بخش جهان باش / مهین پیغمبر آخر زمان باش . . . عید پیامبری رسول خدا مبارک به امر رب خود لبیک گوییم ، به همراه ملائک جمله گوییم سلام و رحمت حق بر محمد ، اللهم صل علی محمد ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد / دل رمیده ما را انیس و مونس شد بعثت پیامبر اکرم بر پیروان حقیقیش تهنیت باد تو اکنون شهر علم و اجتهادی / تو رب النوع شمشیر و جهادی تو خورشیدی شدی در گوشه غار / بر نور تو شد خورشید و مه تار بتاب و روشنی بخش جهان باش / مهین پیغمبر آخر زمان باش عید پیامبری رسول خدا مبارک ![]()
یک شنبه 28 خرداد 1391برچسب:, :: 10:47 :: نويسنده : SANA TAYSA
تا تو اومدی...
امتحانات از آنچه که در برنامه ی امتحانی میبینید به شما نزدیک ترند ! نمیدونم بعضی ها چند دست مبل تو دلشون دارن که هر روز یک نفر به دلشون میشینه!! من از كارهاي بد گذشته پشيمونم و هرگز اونها رو تكرار نخواهم كرد چرا كه كارهاي بد جديدي براي انجام دادن پيدا كردم!! شده تا به حال مدام بهتون بگن خیلی مهربونی...خیلی مهربونی؟؟؟ بعدش شما احساس کنید دارن میگن: خیلی خری....خیلی خری... این مجریای برنامه ها آخر برنامه هاشون میگن هفته ی دیگه همین روز و همین ساعت منتظر ما باشید خو آخه احمق همین ساعت که باز آخر برنامه میرسیم!!! تو انتشارات دانشگاه یه دختره دَر فلشش رو گم کرده بود بعد آروم از من پرسید :
ببخشید اگه فلش در نداشته باشه ویروسی می شه؟؟؟!!!! دقت کردین چه سیستم پیشرفته ای توی خمیردندون ها کار میزارن که 90 درصدش توی 5 - 6 روز تموم میشه ولی اون 10 درصد آخرش 4 ماه طول میکشه!!! به این رفیقمون میگم از اینکه دوست دختر تو عزیزم خطاب می کنی چه
احساسی داری؟
میگه:احــســاس گـنــاه! مــیـگـــم:چرا؟ میگه:آخه اسمش یادم رفته ... !!! پدر: ... غلط می کنی دختر! واسا بری خونه شوهر بعد هر غلطی دلت خواست بکن!!!
. . . . . . . شوهر: ... غلط می کنی زن! فک کردی اینجا خونه باباته هر غلطی دلت خواست بکنی؟!!
محققان ثابت کردند که بهترین پاسخ برای %99 سوالات ، جملهی "خودت چی فک میکنی؟" میباشد . یه دوست دخترم نداریم بهمون بگه موشی قفونت بشم بعد من بهش بگم جیگملتو بخولم پیشــی بعد همه حالــشون به هم بخوره پسره تو فیس بوک نوشته:"کاش زن گرفتن،مثل ایرانسل بود. یکی می گرفتی،یکی هم بهت جایزه می دادن." یکی نیست بهش بگه آخه ،تو از پس شارژ همون اولیشم برنمیای، حالا دنبال جایزش هم هستی.... چوپان دروغگو میمیره میره اون دنیا ازش میپرسن خوب حالا تو کی هستی ؟ میگه من دهقان فداکار هستم ... غضنفر زنگ می زنه فرودگاه و می گه: ببخشید از اینجا تا تهران چقدر راهه؟
کارمنده می گه: یه لحظه... غضنفر می گه: خب خیلی ممنون! و قطع می کنه!! ساق پا چیست ؟ وسیله ای برای یافتن میز در تاریکی ! ظالم باشی بت میگن حیوون! مظلوم باشی میگن حیوونی... دیروز جلوی دانشگاه با دوستم به یه پرادو تکیه داده بودیم ، یه دختر اومد گفت میشه منم به ماشینتون تکیه بدم ؟ گفتم نه الآن میخوایم بریم بعد دختره با ریموت در پرادو رو باز کرد سوار شد رفت. يکی بود یکی نبود
غیر از خدا هیچ کس نبود(دقت کنید،هیچ کس نبود)
در آبادی کوچکی مردمی زندگی می کردند...:| حالا می فهم، ما با قصه خواب نمی رفتیم. همون اول هنگ می کردیم!!! یکی از فامیلامون (دختر) یک سال مالزی بود ، بعد دو سال رفت کانادا. شما رو نميدونم ولي من
![]()
یک شنبه 28 خرداد 1391برچسب:, :: 10:41 :: نويسنده : SANA TAYSA
وقت اضافی برای خدا... !!!!
چقدر خنده داره
که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد میگذره! چقدر خنده داره
که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید میریم کم به چشم میاد! چقدر خنده داره
که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره! چقدر خنده داره که وقتی میخوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر میکنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم اما وقتی که میخوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم! چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی میکشه لذت میبریم و از هیجان تو پوست خودمون نمیگنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانیتر از حدش میشه شکایت میکنیم و آزرده خاطر میشیم! چقدر خنده داره که خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن صد سطر از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه! چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلیهای یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به آخرین صف نماز جماعت یک مسجد تمایل داریم! چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمیکنیم اما بقیه برنامهها رو سعی میکنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم! چقدر خنده داره که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور میکنیم اما سخنان قران رو به سختی باور میکنیم! چقدر خنده داره که همه مردم میخوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدند به بهشت برن! چقدر خنده داره ![]()
شنبه 27 خرداد 1391برچسب:, :: 11:52 :: نويسنده : SANA TAYSA
![]()
روزی تصمیم گرفتم كه دیگر همه چیز را رها كنم. شغلم را دوستانم را، مذهبم را زندگی ام را ! ![]() ![]() |